برگزاری چهارمین نشست معرفی جریان های روانشناسی اسلامی در دانشگاه فردوسی
09 اسفند 1404
برگزاری چهارمین نشست معرفی جریان های روانشناسی اسلامی در دانشگاه فردوسی
چهارمین نشست معرفی جریان های روانشناسی اسلامی در دانشگاه فردوسی در روز سه شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۴ برگزار گردیددر این نشست آقای دکتر بهرامی احسان، بر لزوم برگزاری این دست همایش ها و ایجاد سازماندهی در هم افزایی موضوع روانشناسی اسلامی تأکید کرده و نکاتی در مورد انجمن ایرانی روانشناسی اسلامی و رسالت آن برای معرفی و تولید علم روانشناسی اسلامی مطرح کردند.سپس خانم دکتر ابوالحسنی به معرفی فعالیت ها و پژوهش های انجمن طی این ۲ سال پرداختند.
آقای دکتر عبدخداییآقای دکتر عبدخدایی در ارائه خود به بررسی نسبت میان روان‌شناسی معاصر و روان‌شناسی اسلامی پرداختند و بیان کردند که روان‌شناسی سکولار معمولاً نسبتی با مبدأ و معاد برقرار نمی‌کند، در حالی که روان‌شناسی اسلامی بر مبانی متفاوتی استوار است. به گفته ایشان، در روان‌شناسی معاصر نقش خداوند در زندگی انسان غالباً نادیده گرفته شده و گاهی حتی باور دینی به‌عنوان امری غیرعادی یا اختلال تلقی می‌شود؛ در حالی که در روان‌شناسی اسلامی، ارتباط انسان با خداوند بخش جدایی‌ناپذیر از شناخت انسان به شمار می‌آید.ایشان هدف روان‌شناسی اسلامی را رشد، شکوفایی و سعادت انسان دانستند و تأکید کردند که این سعادت تنها به زندگی دنیوی محدود نمی‌شود، بلکه مسیر کمال و تعالی انسان را نیز در بر می‌گیرد.دکتر عبدخدایی در ادامه بیان کردند که در مواجهه با روان‌شناسی معاصر، نه می‌توان عقل و تجربه را کنار گذاشت و نه پذیرش مطلق آن رویکرد درستی است. به اعتقاد ایشان، روان‌شناسی معاصر فضایی فکری ایجاد کرده که در آن ورود خداوند به زندگی انسان کمتر مورد توجه قرار گرفته است؛ ازاین‌رو نمی‌توان به طور کامل با آن همراه شد، همان‌گونه که ردّ کامل آن نیز امکان‌پذیر نیست. بنابراین رویکرد درست، بررسی نقادانه و گزینشی دستاوردهای روان‌شناسی معاصر است.گام‌های تولید روان‌شناسی اسلامیایشان برای شکل‌گیری روان‌شناسی اسلامی، مراحلی را مطرح کردند:۱- استخراج گزاره‌هایی از منابع دینی که بتوانند پاسخگوی پرسش‌های روان‌شناسی باشند.۲-جستجو و استخراج پاسخ‌های موجود در منابع دینی درباره مسائل روان‌شناختی.۳ـ تحلیل روان‌شناختی مفاهیم و سازه‌هایی که در منابع اسلامی مطرح شده یا مورد تأکید قرار گرفته‌اند.۴ـ صورت‌بندی و تنظیم این مفاهیم در قالبی علمی.طراحی آزمون‌ها و ابزارهای سنجش متناسب با این مبانی.۵ـ تدوین بسته‌های آموزشی و درمانی با رویکرد اسلامی.۶ـ ارائه و اجرای روش‌ها و بسته‌های درمانی اسلامی.شیوه مواجهه با روان‌شناسی معاصرایشان همچنین درباره نحوه مواجهه با روان‌شناسی معاصر چنین بیان کردند:۱ـ مطالعه تطبیقی مبانی روان‌شناسی معاصر و مبانی دینی و نقد و بررسی آن‌ها.۲ـ مطالعه تطبیقی اهداف کاربردی؛ به این معنا که هدف روان‌شناسی اسلامی حرکت انسان در مسیر کمال و «سیر الی‌الله» است.۳ـ تحلیل سازه‌ها و مفاهیم روان‌شناختی و بررسی تفاوت دیدگاه‌ها در مفاهیمی مانند صبر، خود‌شکوفایی و بهزیستی۴ـ تطبیق یافته‌ها و تکنیک‌ها و استفاده از مواردی که با مبانی اسلامی همخوانی دارند.در پایان، دکتر عبدخدایی تأکید کردند که با وجود تفاوت‌های مبنایی، روان‌شناسی معاصر دارای گزاره‌های فراوانی است که با روان‌شناسی اسلامی همسو است .
آقای دکتر محمود آزادی تاریخچه محدودیت‌های درمانی و پیدایش رویکرد مراقبت تسکینی و هاسپیس به شرح زیر است: پیشگام: خانم سیسلی سندرز زمینه: خانم سندرز، پرستاری در انگلستان بود که در دهه ۱۹۴۰ به عنوان داوطلب در بیمارستان سنت مری در لندن مشغول به کار شد.انگیزه:او شاهد رنج بیماران در حال مرگ بود، به خصوص در مورد کنترل درد و فقدان حمایت روحی و روانی.حادثه تعیین‌کننده: بیماری که در شرایط سخت و بدون مراقبت مناسب جان باخت، به درک عمیق سندرز از نیاز به مراقبت جامع در انتهای زندگی اشاره دارد. این تجربیات او را متقاعد ساخت که باید مکانی برای مراقبت از این بیماران ایجاد شود، حتی زمانی که درمان فعال دیگر امکان‌پذیر نیست.تأسیس هاسپیس: او بنیان‌گذار جنبش مدرن هاسپیس و طب تسکینی بود. در سال ۱۹۶۷، او سنت کریستوفر هاسپیس را در لندن تأسیس کرد که الگویی برای مراقبت‌های پایانی عمر در سراسر جهان شد.مفهوم معنویت‌گرایی و طب تسکینی:تأکید معنوی: خانم سندرز بر اهمیت رویکرد جامع تأکید داشت که فراتر از مدیریت صرفاً جسمی درد است و شامل نیازهای روانی، اجتماعی و معنوی بیمار می‌شود. این نگرش زمانی مطرح شد که علم پزشکی معمولاً اعلام می‌کرد "دیگر کاری از دست من برنمی‌آید."طب تسکینی :این علم بر تسکین درد و سایر علائم ناخوشایندو بهبود کیفیت زندگی بیمارانی تمرکز دارد که با بیماری‌های تهدیدکننده حیات روبرو هستند، صرف نظر از اینکه چقدر زمان تا مرگ باقی مانده است.ساختار هاسپیس‌ها:ماهیت غیرانتفاعی ,همانطور که اشاره کردید، بسیاری از مراکز هاسپیس در جهان، از جمله مؤسسات اصلی، توسط خیریه‌ها یا سازمان‌های غیرانتفاعی اداره می‌شوند تا تمرکز اصلی بر رفاه بیمار باشد نه کسب سود.خلاصه محدودیت‌های درمانی :محدودیت درمانی زمانی آشکار می‌شود که تلاش‌های پزشکی با هدف شفای بیماری متوقف شده و تمرکز به سمت بهبود کیفیت زندگی بیمار و خانواده‌اش در مواجهه با مرگ تغییر می‌کند. این نقطه عطف، تولد مراقبت تسکینی مدرن بود.
آقای دکتر اصغری نکاحموضوع غریزه جنسی و جایگاه آن در منظر اسلام، همواره پرسشی بنیادین در حوزه انسان‌شناسی و اخلاق بوده است. برای ورود به این بحث، لازم است ابتدا تمایزات مفهومی میان اصطلاحات مرتبط را روشن سازیم.غریزه چیست؟غریزه به مجموعه‌ای از الگوهای رفتاری ذاتی، ناآموخته، ثابت و نسبتاً تغییرناپذیر اطلاق می‌شود که بدون نیاز به یادگیری قبلی، در موجود زنده وجود داشته و به طور خودکار بروز می‌کنند.تمایز غریزه با مفاهیم دیگر:تفاوت اصلی میان "غریزه" و واژگانی چون نیاز، انگیزش ، تمایل و آمادگی زیستی در میزان اکتسابی بودن و ثبات آن‌هاست. در حالی که غریزه ریشه در ساختار بیولوژیک و غیرارادی دارد، نیاز و انگیزش می‌توانند تحت تأثیر عوامل محیطی، فرهنگی و یادگیری تکامل یافته و تعدیل شوند. جایگاه غریزه در انسانآیا انسان، همچون حیوانات، دارای غریزه است؟پاسخ مثبت است. در انسان نیز ساختارهای رفتاری مبتنی بر غریزه وجود دارد؛ از جمله غریزه مادری، غریزه پرخاشگری و غریزه جنسی.
سخنرانی سرکار خانم دکتر ابوالحسنی با نگاهی علمی و قرآنی به مسئله انسان و ساختار وجودی او آغاز شد. ایشان در پیش‌گفتار سخنان خود اشاره کردند که تا کنون سه پیش‌نشست این مجموعه علمی در شهرهای مختلف برگزار شده و تمامی پژوهش‌های ارائه‌شده بر پایه ساختاری شکل گرفته است که از قرآن کریم استخراج شده است؛ ساختاری که می‌کوشد نگاه الهی به انسان را مبنای پژوهش‌های علمی قرار دهداین مطالعات از سال ۱۳۹۰ و با همکاری هسته روان‌شناسی مدرسه قرآن و عترت آغاز شده و حوزه‌های متنوعی همچون اختلالات اضطرابی و افسردگی، تفکر منظومه‌ای، ساختار نیازهای انسان، ساختار اجتماعی انسان، شادکامی، تربیت جنسی، روان‌شناسی سلامت و نیز بررسی اثر‌بخشی دعای نور حضرت زهرا(س) در بهبود بیماری کرونا را دربرگرفته استمحور اصلی سخنرانی، مفهوم «شاکله» در آیه ۸۴ سوره مبارکه اسراء بود؛ آنجا که خداوند می‌فرماید: «قل کلٌّ یعمل علی شاکلته». به بیان ایشان، واژه شاکله نزدیک‌ترین مفهوم قرآنی به آن چیزی است که در ادبیات روان‌شناسی از آن به «شخصیت» تعبیر می‌شود؛ مفهومی که بسیاری از نظریه‌های رایج به دلیل غفلت از برخی ابعاد وجودی انسان، نتوانسته‌اند تصویری کامل از آن ارائه دهندایشان تأکید کردند که اساس این پژوهش‌ها، تکیه بر نگاه الهی به انسان است؛ نگاهی که قرآن کریم ترسیم می‌کند. در این چارچوب، شاکله به معنای محدوده و چارچوبی است که رفتار انسان را مقید می‌سازد؛ به گونه‌ای که هر عملی که از انسان صادر می‌شود، در محدوده شاکله او شکل می‌گیرددر بخش نخست آیه، شاکله به شخصیت انسان اشاره دارد؛ شخصیتی که هم محدوده رفتار را تعیین می‌کند و هم میزان سهولت یا دشواری انجام عمل را رقم می‌زند. اما در بخش دوم آیه، مفهوم «سبیل» بیانگر مسیر حرکت و سیر عملکردی انسان است که به استعدادها و ظرفیت‌های او بازمی‌گرددبر این اساس، شاکله به دو بخش اساسی تقسیم می‌شود: شخصیت و استعداد. شخصیت ناظر به ویژگی‌ها و صفاتی است که برای نوع انسان محدوده‌هایی ایجاد می‌کند، و استعداد بیانگر ظرفیت‌ها و توان‌هایی است که به هر فرد عطا شده و دامنه عملکرد او را مشخص می‌سازد.ایشان در ادامه به انواع شخصیت‌ها از منظر قرآن کریم اشاره کردند و بیان داشتند که تمایز انسان‌ها در قرآن از راه‌های مختلفی معرفی شده است؛ از جمله خطاب‌های قرآنی مانند «یا أیها الذین آمنوا» و «یا أیها الانسان» صفاتی که در اثر عمل شکل می‌گیرند مانند «مؤمنین» تعبیراتی همچون «و من الناس» که تنوع انسان‌ها را نشان می‌دهد، و نیز ویژگی‌های شاکله که موجب تمایز افراد از یکدیگر می‌شوددر پایان سخنرانی تأکید شد که از اهداف اصلی این همایش آن است که مباحث علمی برگرفته از قرآن کریم به مرحله کاربردی نزدیک‌تر شود و سطح فهم قرآن با بهره‌گیری از روش‌های دقیق و نظام‌مند تدبر قرآنی ارتقا یابد.