انسان‌شناسی در نامه ۳۱ نهج‌البلاغه بر اساس نظریه روان‌شناسی مثبت‌نگر مارتین سلیگمن
کد مقاله : 1201-QURANPSY
نویسندگان
حامد پورحشمتی درگاه *1، معصومه ملکی2
1استادیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه گیلان، گیلان، رشت، ایران
2دانشجوی کارشناسی ارشد رشته زبان و ادبیات عربی دانشگاه گیلان، گیلان، رشت، ایران
چکیده مقاله
تحلیل مبانی انسان‌شناسی در روان‌شناسی مدرن، بیانگر گذاری بنیادین از انگاره‌های جبرگرایانه به سوی تبیین ابعاد کمال‌گرایانه شخصیت است. در این دیدگاه، انسان نه موجودی محصور در گره‌های روانی، بلکه عاملی آگاه و غایتمند تلقی می‌شود که هستی او در مسیر شکوفایی، معنا می‌یابد. روان‌شناسی مثبت‌نگر با اتکا به همین مبانی هستی‌شناختی و با نفی نگاهِ صرفاً درمان‌محور، بر ظرفیت‌های وجودی انسان برای دستیابی به بهزیستی پایدار تأکید می‌ورزد. قدرتمندترین تجلی این رویکرد در نظریه بهزیستی ظهور یافته است که با ارائه مدلی پنج‌بعدی، کارکرد بهینه شخصیت را در پیوند میان عاطفه مثبت، غرقگی در فعالیت، پیوندهای انسانی، زندگی معنا‌محور و دستاوردهای ارزشمند تبیین می‌کند. نامه ۳۱ نهج‌البلاغه به عنوان یکی از غنی‌ترین اسناد تربیتی در میراث اسلامی، حاوی منظومه‌ای منسجم از آموزه‌های انسان‌شناختی است که هدف آن هدایت انسان به سوی حیات طیبه است. این نامه با محوریت خودسازی و مواجهه آگاهانه با زندگی، قابلیت بالایی برای تحلیل بر مبنای یافته‌های نوین روان‌شناسی دارد. پژوهش حاضر با تکیه بر روش توصیفی – تحلیلی به تبیین مؤلفه‌های انسان‌شناختی این نامه و سنجش میزان انطباق آن با مؤلفه‌های پنج‌گانه بهزیستی (هیجان مثبت، مجذوبیت، روابط، معنا و دستاورد) می‌پردازد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که امام علی (ع) در این نامه، ساختاری از رشد انسان را ترسیم می‌کند که در آن امید به رحمت الهی (هیجان مثبت)، جهاد و تلاش هدفمند (درگیری)، قاعده طلایی در تعامل با خلق (روابط)، اتصال به ابدیت (معنا) و کرامت نفس (دستاورد) ارکان اصلی را تشکیل می‌دهند.
کلیدواژه ها
مارتین سلیگمن، روان‌شناسی مثبت‌نگر، نهج ‌البلاغه، نامه ۳۱.
وضعیت: پذیرفته شده مشروط برای ارائه به صورت پوستر