الگوی تحول «حکمت» در قرآن و روانشناسی رشد: مطالعه‌ای تطبیقی با نظریه‌های فراشناخت و خردورزی
کد مقاله : 1450-QURANPSY
نویسندگان
فاطمه غفارزاده *1، محمد شفیق اسکی2
1دانشجو
2هیئت علمی
چکیده مقاله
پژوهش حاضر با هدف تدوین الگوی تحول «حکمت» در قرآن و مطالعه تطبیقی آن با نظریه‌های فراشناخت و خردورزی در روان‌شناسی رشد انجام شد. طرح پژوهش کیفی و در دو مرحله بود؛ در مرحله نخست، با روش تحلیل محتوای کیفی، ۴۷ آیه از قرآن کریم که به‌صورت هدفمند انتخاب شده بودند، تحلیل شدند و در مرحله دوم، الگوی به‌دست‌آمده با ابعاد سه‌گانه خرد در مدل آردلت و مؤلفه‌های دانش و تنظیم فراشناختی مقایسه گردید. یافته‌ها نشان داد حکمت در قرآن در قالب الگویی سلسله‌مراتبی شامل سه مرحله حکمت نظری، حکمت عملی و حکمت نوری قابل تبیین است. حکمت نظری بر فهم عمیق حقایق، حکمت عملی بر تخلق اخلاقی و تهذیب نفس، و حکمت نوری بر بصیرت معنوی، قلب سلیم و رحمت گسترده دلالت دارد. تحلیل تطبیقی نشان داد الگوی قرآنی هر سه بُعد شناختی، تأملی و عاطفی خرد را در بر می‌گیرد و با مؤلفه‌های فراشناختی هم‌سوست، اما از حیث خاستگاه الهی حکمت، گسترش بُعد عاطفی تا مرز رحمت عام و محوریت قلب سلیم از الگوهای روان‌شناختی متمایز می‌شود. این نتایج می‌تواند مبنایی برای طراحی ابزارهای بومی سنجش حکمت و برنامه‌های تربیتی مبتنی بر آموزه‌های قرآن فراهم آورد.
کلیدواژه ها
حکمت قرآنی، الگوی تحولی، فراشناخت، خردورزی، روان‌شناسی رشد
وضعیت: پذیرفته شده