واکاوی تطبیقی مفهوم شناخت در روانشناسی مدرن و مفهوم معرفت در پارادایم قرآنی: یک مطالعه کیفی
کد مقاله : 1488-QURANPSY
نویسندگان
زهرا جیحونیان *1، شهریار غریب زاده2
1کارشناسی ارشد پژوهشکده مغز وشناخت دانشگاه شهید بهشتی
2دانشیار پژوهشکدۀ مغز و شناخت، دانشگاه شهید بهشتی
چکیده مقاله
پژوهش حاضر با هدف واکاوی تطبیقی مفهوم «شناخت» در روان‌شناسی مدرن و مفهوم «معرفت» در پارادایم قرآنی انجام شده است. این مطالعه از حیث رویکرد، کیفی و از نظر هدف، بنیادی است و با روش تحلیل مفهومی ـ تطبیقی به بررسی مبانی، مؤلفه‌ها و دلالت‌های دو دستگاه مفهومی یادشده می‌پردازد. در بخش روان‌شناسی مدرن، شناخت عمدتاً به‌مثابه مجموعه‌ای از فرایندهای ذهنی شامل ادراک، توجه، حافظه، زبان، استدلال و حل مسئله تعریف می‌شود که کارکرد اصلی آن، پردازش اطلاعات، سازگاری با محیط و بهبود عملکرد است. در مقابل، در پارادایم قرآنی، معرفت مفهومی چندلایه، وجودی و جهت‌مند است که افزون بر عقل و حس، با قلب، هدایت، اخلاق و عمل پیوند می‌یابد. یافته‌ها نشان می‌دهد که هرچند هر دو رویکرد، انسان را موجودی ادراک‌گر و در معرض خطا می‌دانند، اما در مبانی هستی‌شناختی، منابع ادراک، نسبت با ارزش و اخلاق، موانع شناخت و غایت نهایی تفاوت‌های اساسی دارند. در روان‌شناسی مدرن، خطا بیشتر در قالب محدودیت‌های پردازشی و سوگیری‌های شناختی تبیین می‌شود، حال آنکه در منطق قرآنی، غفلت، تکبر، پیروی از ظن و آلودگی قلب نیز از موانع معرفت به شمار می‌آیند. در مجموع، نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که مقایسه تطبیقی این دو مفهوم می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری چارچوبی میان‌رشته‌ای برای فهم جامع‌تر آگاهی انسانی باشد؛ چارچوبی که در آن، دقت تجربی روان‌شناسی با ابعاد معنوی، اخلاقی و غایی معرفت انسانی تکمیل شود.
کلیدواژه ها
شناخت، معرفت، روان‌شناسی مدرن، پارادایم قرآنی
وضعیت: پذیرفته شده