نظریه یادگیری کند ایلریس و تطبیق مفهومی آن با آموزه‌های قرآن کریم
کد مقاله : 1571-QURANPSY
نویسندگان
راضیه جماعتی اردکانی *1، حمید روستائی صدرآبادی2
1گروه روانشناسی، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه اردکان، اردکان، ایران.
2استادیار گروه فقه و حقوق، دانشکده الهیات، دانشگاه میبد، میبد، یزد، ایران
چکیده مقاله
یادگیری از بنیادی‌ترین مفاهیم روان‌شناسی تربیتی است و تبیین ابعاد مختلف آن، از اهمیت نظری و کاربردی برخوردار است. نظریه یادگیری کنود ایلریس از رویکردهای جامع به یادگیری انسانی است که یادگیری را فرایندی چندبعدی می‌داند. هدف مقاله حاضر، تحلیل مؤلفه‌های اصلی نظریه ایلریس و بررسی هم‌پوشانی‌های مفهومی آن با برخی آموزه‌های قرآن کریم درباره یادگیری، تجربه، تحول درونی و تعامل اجتماعی است. پژوهش حاضر از نظر ماهیت، کیفی و از نوع تحلیل مفهومی ـ تطبیقی است. در بخش نخست، مؤلفه‌های اصلی نظریه ایلریس بر اساس آثار اصلی وی استخراج و سازمان‌دهی شد؛ سپس مجموعه‌ای از آموزه‌ها و آیات مرتبط با علم، تفکر، تجربه، ابتلاء، تزکیه و تعامل اجتماعی در قرآن کریم، با توجه به منابع تفسیری مورد استفاده در مقاله، بررسی و در نهایت از حیث کارکرد و معنای تربیتی با مؤلفه‌های نظریه مقایسه شد. یافته‌ها نشان داد که میان برخی مؤلفه‌های این نظریه و آموزه‌های قرآنی، به‌ویژه در تاکید بر درهم‌تنیدگی فرایندهای شناختی، عاطفی و اجتماعی، یادگیری از تجربه و امکان تغییر درونی، هم‌پوشانی‌های مفهومی قابل توجهی وجود دارد. بااین‌حال، این شباهت‌ها به معنای همسانی یا معادل‌بودن دو چارچوب نیست؛ زیرا نظریه ایلریس در چارچوب روان‌شناسی تربیتی معاصر صورت‌بندی شده، در حالی که آموزه‌های قرآن در منظومه‌ای دینی، انسان‌شناختی، اخلاقی و هدایتی قرار دارند. بنابراین، استفاده از نظریه ایلریس برای خوانش برخی ظرفیت‌های تربیتی آموزه‌های قرآن می‌تواند زمینه‌ای برای گفت‌وگوی میان‌رشته‌ای میان علوم تربیتی و مطالعات قرآنی فراهم کند، مشروط بر آنکه مرزهای مفهومی و مبانی متفاوت دو حوزه حفظ شود.
کلیدواژه ها
یادگیری چندبعدی، یادگیری تحول‌آفرین، تفکر، تدبر، تزکیه.
وضعیت: پذیرفته شده برای ارسال فایل های ارائه پوستر